خرید بک لینک

درباره سایت

058

آخرین مطالب

امکانات وب

+من میخواستم باور کنم با همه ی دردام میتونم دوباره زندگی کنم.

+مگه نه اینکه آدما با باوراشون زنده ن؟ مگه نه اینکه آدما خودشون انتخاب میکنن؟ من میخوام انتخاب کنم که نمیرم، که لنگ نزنم .. من انتخاب کرده بودم خودمو جا نذارم تو آدمای هم اسم اون .. آدمایی با موی لخت مشکی و پوست گندمی .. بیا و یبار شبیه کسی باشیم که میمونه اما نمیسوزه! اگه دیروز سوختیم اگه دریای قبلی یهو طوفانی شد اگه زخمامون خوب نشدن بیا باور کنیم که میشه سرپا شد ... بیا انتخاب کنیم«زندگی کردنو » .

برچسب: نویسنده: بردیا سلطانی تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 21:36

+درسته که کسی خیلی وقته اونجوری که باید حالمو نپرسیده و نگرانش نبوده.+درسته که خیلی وقته با کسی درست و حسابی حرف نزدم!+درسته که کسی بغلم نکرده .. درسته که خیلی چیزا .. کسی پیگیرم نیست . کسی دلتنگم نمیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا سلطانی تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 21:36

دیگر این ابر بهاری، جان باریدن ندارد ..

+ میبینی .. ؟

واقن دیگه اشکامم نمیاد . حالا هی شوکران تلخکامی به خوردم بده :)

برچسب: نویسنده: بردیا سلطانی تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 21:36

+من از هیجی زندگیم بخاطر اون لذت نبردم ، هرجا رفتم یاد اون بودم، هرکار کردم برا اون کردم، اگه کاری باهام داش از شام و ناهارم گذشتم بخاطرش از خیلیا بریدم و از دست دادمشون ... احمق بودم.. تموم ابن مدت که من اینکارا رو میکردم و زندگی بهم نمیچسبید اون به ریشم میخندیده .. حالم بهم میخوره ازش واقعا و با تمام وجود ..

برچسب: نویسنده: بردیا سلطانی تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 21:36

+نوشتن اینجا طلسم شده بود .. ینی ذر واقع چیزی نیس که نوشتنی باشه.. حس میکنم همه جا زیادی ام به یه مدت گم و گور شدن نیازمندم ، گم و گور شدنی که بدونم اگه نباشم کسی جامو نمیگیره.. نه اینکه برم و دل تو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا سلطانی تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 21:36

+از تو بیشتر از همه دلم میگیره تو که اینجور مواقع شبیه بقیه آدما میشی

+تویی که برات مهم نیس چمه، تویی ک لابد با خودت میگی ولش کن دو روز دیگه خوب میشه باز .. از تو دلم میگیره چون تو باید باشی و نیستی ..

برچسب: نویسنده: بردیا سلطانی تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 21:36

صفحه بندی